ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

257

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

صفات سلبيّه واضافيّه اعتبار مىكند ، نهايت معقولى نيست كه خرد در آنجا توقف كند وآن صفات حدّ ومرز براي خداوند باشد ، مطلق آنچه كه خداوند بدان توصيف مىشود نيز تمام صفات موجودى نيستند كه عقل آنها را گرد آورده وصفت خداوند قرار داده وخدا را در آن أوصاف منحصر كرده باشد . أبو الحسن كندرى ( ره ) گفته است ممكن است معناى عبارت « حد محدود » معناى تأويلى باشد ، همچنان كه ضرب المثل عرب كه مىگويد : ولا يرى الضّب بها ينحجر « 13 » نيز چنين است ، يعنى در آب مارمولكى نيست كه خانه داشته باشد . بنا بر اين مقصود از كلام حضرت اين است كه براي خداوند صفتي نيست كه حدّ وحدودي داشته باشد زيرا خداوند متعال يگانه است واز كثرت منزّه است ، پس محال است براي أو صفتي زايد بر ذات باشد ، آن طور كه ممكنات داراى صفات زايد بر ذات‌اند وصفاتى كه براي خداوند قائل شده‌اند از اين نوع أوصاف نيستند بلكه آنها نسبتها واضافاتى هستند كه توصيف خداوند به آنها موجب كثرت در ذات خداوند نمىشود . كندرى گفته است كه اين معناى تأويلى را تأييد مىكند كلام خود حضرت كه بعد از آن فرموده‌اند هر كه خداوند تعالى را توصيف كند ذات أو را مقرون به چيزى دانسته است . اين تأويل أبو الحسن كندرى تأويل زيبايى است وبه معنايى بر مىگردد كه ما آن را ذكر كرده‌ايم ، توصيف حدّ به كلمهء محدود براي مبالغه است همچنان كه عربها مىگويند : « شعر شاعر » يعنى شعري كه خود شاعر است ، وبنا بر اين تأويل فرمودهء حضرت « ولا نعت موجود » به معناى سلب كردن صفت از ذات سبحان مىباشد ومعناى تأويلى جمله چنين است كه براي ذات خداوند صفتي نيست كه محدود باشد ولغتى نيست كه موجود باشد ونيز گفته شده است كه معناى سخن حضرت كه براي صفات خدا حدّى

--> ( 13 ) عربها معتقدند كه مارمولك در آب وارد نمىشود واين مثل را در جايى مىآورند كه موضوعي را از أساس منكر باشند . معنى مثل فوق اين است : ديده نشده كه مار مولك در آب خانه بگيرد - م .